۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

ارغوان رضايي، روسيه و حكايت نديم و بادمجان!


برخورد دوگانه با روسيه قبل و بعد از بيانيه تهران


آيت الله خامنه اي: تصویر ملت روسیه در ذهن ما، تصویر روشن و خوبی است و این به علت مقاومتها و تدابیری است که ملت روسیه در مقاطع مختلف از خود نشان داده است.(اينجا)
هادي محمدي فر: روسيه و چين متحد استراتژيك ايران در معادلات جهاني هستند و بارها و بارها در قطعنامه هاي شوراي امنيت در مقابل غرب ايستادند. (اينجا)
محمدجعفر بهداد: ایران و روسیه به عنوان دو متحد استراتژیک در منطقه و جهان شناخته می شوند(اينجا)
حميدرضا ترقي: روس ها طرفدار اصولگرايان هستند/واقعه سين كيانگ اصلاً مسأله اى اسلامى نبود!(اينجا)
احمدي نژاد: تمام مواردي که در گفت و گوهاي دو جانبه روي آن توافق شده در مسير اجرا قرارگرفته و آينده خوبي را براي روابط دو کشور [ايران و روسيه ]پيش بيني مي کنم. (اينجا)

چندماه بعد

محمود احمدي نژاد: روسيه كاري نكند كه در صف دشمنان تاريخي ايران قرار گيرد(اينجا)
فلاحت پیشه: هيچ كشوري به اندازه روسيه به ايران ظلم نكرده (اينجا)
محسن رضايي: آشکار شدن ماهیت واقعی روس‌ها؛ روسیه دوست تاریخی ما نیست(اينجا)

برخورد دوگانه با معتمدآريا و رضايي
سیمین [فاطمه] معتمد آریا درحالیکه، بخش قابل توجهی از فیلم تبلیغاتی موسوی را به خود اختصاص داده است سر یک میز، همراه با زهرا رهنورد و معصومه ابتکار درباره حقوق از دست رفته زنان ایرانی صحبت می کند...معتمدآریا در همان زمان اصرار داشت که در فستیوالهای مختلف خارجی بدون حجاب اسلامی ظاهر شود...
ارغوان رضایی، قهرمان ایرانی الاصل تنیس بانوان دنیا هم برای مدت کوتاهی در “مستند” تبلیغاتی احمدی نژاد، نشان داده می شود...درمقایسه با یک زن تنیسور در قلب اروپا که از بدو تولد در آن محیط نمو یافته است، چه ازنظر وضع ظاهری و چه به خصوص از نظر رعایت مسائل اخلاقی، ارغوان رضایی نمره خیلی خوبی می گیرد. جالب است که ارغوان رضایی بیشتر اوقات سعی می کند در مسابقات، لباس های تیره و پوشیده بپوشد[؟] و اتفاقا به خاطر همین لباس های پوشیده بود که تا مدتها هیچ اسپانسر و حامی مالی برای حمایت اقتصادی و تبلیغاتی از وی پا پیش نمی گذاشت[!]...(اينجا)

ارغوان عزیز،
ایران اسلامی میهن توست بیا و...
به غبار این خس و خاشاک ها توجه نکن!
به وزوز مگس های موزی[موذي] توجه نکن!
به واق واق سگ های اسرائیلی توجه نکن!
به فش فش مارهای بالاترین توجه نکن!
اینجا میلیون ها قلب پاک برای ایران میتپد
این جا وطن توست. ..(اينجا)

پیروزیهای درخشان شما در دنیای حرفه ای تنیس به عنوان بانوی ایرانی ، مایه افتخار ، مباهات و غرور ملت ایران بویژه جامعه تنیس کشور شده است
اقتدار ، استوار و سربلندی و موفقیت روز افزون شما را در عرصه زندگی از در گاه خداوند متعال خواستارم(اينجا)

رئیس مجمع روحانیون مجلس در پی حضور بی‌حجاب یک هنرپیشه زن همراه با دستبند سبز در جشنواره کن ممنوع‌التصویر شدن او در رسانه ملی و سینما را کمترین خواسته مجمع روحانیون مجلس بیان کرد.(اينجا)

فاطمه معتمدآریا که به دلایل قضایی خروجش از کشور منع شده بود، پس از عنایت و مهرورزی برخی مسؤولان مبنی بر اجازه خروجش از کشور، بلافاصله در فرانسه و در جشنواره کن، بدون حجاب اسلامی و با دستبند سبز حاضر شد.(اينجا)

ياد حكايت عبيد بخير:
سلطان محمود را در حالت گرسنگى بادمجان بورانى پيش آوردند خوشش آمد، گفت: بادمجان طعامى است خوش. نديمى در مدح بادمجان فصلى پرداخت.

چون سير شد، گفت: «بادمجان سخت مضر چيزى است» نديم باز در مضرت بادمجان مبالغتى تمام كرد. سلطان گفت: اى مردك نه اين زمان مدحش مى‏گفتى؟!

گفت: من نديم توام نه نديم بادمجان. مرا چيزى مى‏بايد گفت كه تو را خوش آيد نه بادمجان را.

و جالب اينكه آقايان اصولگرا همواره غرب را به رفتارهاي دوگانه در قبال ايران محكوم كرده اند:

تهران و دمشق معيارهاي دوگانه غرب درباره برنامه هسته‌اي ايران را محكوم كردند(اينجا)

...از آژانس بين المللي انرژي هسته‌اي و شوراي حكام به عنوان يك نهاد تخصصي مي‌خواهيم از رفتارهاي دوگانه كه موجب خدشه جدي به اعتبار آن سازمان شده ... دوري جويد(اينجا)

ايران مي خواهد که بدون معيار هاي دوگانه و چندگانه کشورها از اين حق طبيعي خود براي دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي بهره مند شود.(اينجا)

سخن آخر: آقايان اصولگراي مصلحت انديش، رطب خورده منع رطب كي كند؟

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

آقاي توكلي هنگامه آزموني ديگر است. آيا حاضريد بازهم حلاليت بطلبيد؟

سيدحسين موسويان كه در دوره رياست جمهوري خاتمي، دبير شوراي عالي امنيت ملي بود، در پي تسويه حسابهاي جناح راست عليه خاتمي، به جاسوسي براي بيگانگان متهم شد و در ارديبهشت 86 بازداشت شد.بعدها سخنگوي قوه قضائيه وي را از اتهام جاسوسي تبرئه كرد و احمد توكلي در شهريور 87 طي نامه اي كه متن آن در سايت الف منتشر شد، از حسين موسويان بدليل اتهاماتي كه همسو با ساير رسانه هاي جناح راست به وي وارد كرده بود، حلاليت خواست.

در قسمتي از پيام احمد توكلي آمده است:
"اینجانب به خاطر این مشاركت ناخواسته در آسیب دیدن ناحق آبروی آقای سید حسین موسویان و خانواده‌اش، از آنان حلالیت می طلبم و امیدوارم خداوند این كار مرا جبران مافات قرار دهد. از حساسیت بجای وزیر محترم اطلاعات نسبت به آن‌چه در مراودات خارجی می‌گذرد و دقت وی در سخن گفتن نیز تقدیر می‌كنم. "
اينك هنگامه آزموني ديگر براي احمد توكلي است. ماجرايي در ارتباط با احمد نجاتي كارگركه در 24 خرداد بازداشت شد و پس از مدتي بدليل شكنجه هاي دوران بازداشت جان خود را از دست داد. روزآنلاين درتاريخ 2 خرداد 89 در مصاحبه با مادر وي اسرار اين جنايت و نحوه به شهادت رسيدن وي را فاش كرد.
در اين مصاحبه ميخوانيم كه چگونه ماموران امنيتي وبلاگي جعلي با نام حديث نفس و مزين به نام اين شهيد ساختند تا وانمود كنند كه وي زنده است. همزمان صداوسيما، كيهان، رجانيوز، الف و ساير رسانه هاي اصولگرا به انتشار وسيع اين خبر جعلي دست زدند و وانمود كردند كه احمد نجاتي كارگر زنده است.

در مطلب سايت الف آمده بود:

"جعلي بودن پروژه 72 تن‌سازي از كشته‌شدگان اغتشاشات اخير محرز شد.

در حالي كه بررسي اسامي منتشر شده، نشان مي‌دهد اغلب اين اسامي، فاقد اطلاعات دقيق است و صرفاً تعدادي اسامي بدون هويت مشخص جعل شده، يكي از آسيب‌ديدگان حوادث پس از انتخابات نسبت به درج نامش در ليست 72 نفره اعتراض كرد."

اينك كه اين دروغ رسانه هاي اصولگرا به روشني آشكار شده است، نوبت احمد توكلي است كه نشان دهد طلب حلاليت از موسويان تنها يك ژست سياسي نبوده است و احمد توكلي واقعا سياستمداري اخلاق گراست. البته افشاگري عليه رحيمي، مخالفت با بيانيه تهران و مخالفتهاي هرازگاه با رئيس جمهور و عقب نشيني يكباره از همه اين مواضع، احمد توكلي را بيشتر به هنرپيشه اي تبديل كرده كه سعي ميكند نقش يك اپوزيسيون اخلاقگرا را ايفا كند. توهينها و تهديدهاي وي عليه سران جنبش سبز و موضع گيري عليه فرزاد كمانگر بدون ارائه مستندي در رابطه با علت محكوميت وي نيز اين گمانه را بيشتر تقويت ميكند كه اقدام وي در طلب حلاليت از موسويان هم تنها يك ژست سياسي بوده است.

آقاي توكلي اكنون به صراحت از شما سوال ميكنم:
آيا حاضريد اقرار كنيد كه احمد نجاتي كارگر به شهادت رسيده و مطلب سال گذشته سايت الف در مورد زنده بودن ايشان دروغي بيش نبود؟ حاضريد از خانواده وي حلاليت بطلبيد؟ حاضريد براي يافتن عاملين قتل وي اقدامي انجام دهيد؟ افسوس كه پيشينه شما نشان ميدهد نبايد بدنبال جوابي از شما باشيم.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

ستاره اي كه از سايت الف محو شد!

در 30 ارديبهشت كشف جديدي! از بخش تحليلي الف روي اين وبگاه قرار گرفت با عنوان ستاره داود پشت سر تحليلگران شبكه بي بي سي. ظاهرا اينبار آش آنقدر شور بود كه مجبور شدند بعدازظهر همانروز مطلب را از وبگاه الف حذف كنند. در اين مطلب ميخوانيم:
يكي از بينندگان الف مقيم اروپا با ارسال عكسهاي زير، اين سوال را مطرح كرده است كه با توجه به اينكه طراحان صحنه در تلويزيون از رنگها و نمادها براي كمك به انتقال پيام استفاده مي كنند، آيا شباهت فرم هاي گرافيكي پشت سر تحليلگران بي بي سي فارسي با ستاره داوود اتفاقي است؟ ستاره داود نماد و بخش اصلي پرچم رژيم صهيونيستي است.
لينك خبر كه از سايت حذف شد
بدون هيچ اظهارنظري تصوير لينك مربوطه و نظرات خوانندگان قبل از حذف لينك را به اشتراك ميگذارم.





۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

تهديد موسوي و كروبي به مرگ توسط سايت الف و نظراتي كه اينبار سانسور نشدند!

سايت الف متعلق به احمد توكلي، در ادامه سلسله مقالات خود عليه سران جنبش سبز- كه از انتخابات سال گذشته بي انقطاع ادامه دارد- در مقاله اي تحت عنوان بهترين واكنش به تحرك سران فتنه كه در 28 ارديبهشت 89 انتشار يافت، به صراحت كروبي و موسوي را تهديد به مرگ كرد. در بخشي از اين مقاله كه بدون نام نويسنده و تنها با ذكر بخش تحليلي الف به چاپ رسيده است، مطلب زير به چشم ميخورد:
"سلسله ماجراهاي روز قدس، 13 آبان، 16 آذر، عاشورا، 9 دي و 22 بهمن سال گذشته ثابت كرد ملت ايران با بصيرت بالاي خود، حق را از باطل و خادم را از خائن و خط امامي اصيل را از منافقين خائن تشخيص مي‌دهد. در انتهاي كودتاي سال 88 معلوم شد كه جز مشتي اوباش و تروريست و هتاك، براي سران فتنه باقي نمانده است و بديهي است امروز سران فتنه چنانچه بخواهند به پشتوانه اين افراد حتي يك گام غير قانوني و آشوبگرانه ديگر بردارند، آن گام قطعاً آخرين گام زندگي‌شان خواهد بود."

نكته جالب در اين مقاله، اجازه انتشار نسبتاً گسترده نظرات موافقان جنبش سبز است كه از ابتداي سال جديد امري بيسابقه ميباشد. مطالعه اين نظرات و بخصوص نگاهي آماري به آراي داده شده، مويد اين مطلب است كه عليرغم همه فشارها و ادعاها، جنبش سبز نه تنها دچار ريزش نشده، كه با قدرت بيشتري به راهي كه در پيش گرفته است ادامه ميدهد.
با هم نگاهي مي‌اندازيم به بخشي از پاسخهاي مستدل دوستان سبزمان به مقاله مورد اشاره.


۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه

ترفند سايت الف براي كاهش نظرات سانسور شده!

















در سال فيلترينگ و سانسور مضاعف، آقاي احمد توكلي ضمن تلاش مضاعف براي حذف صداي منتقدين خود، براي كاهش اثرات ناخوشايند اين حذف، شيوه جديدي اختيار كرده است. در اين روش، با گذشت زمان ميزان مشاركت افراد در نظرات بجاي افزايش، كاهش ميابد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

محسن رضايي و طنزي بنام روزنامه ملت!

در پي موافقت هيئت نظارت بر مطبوعات براي انتشار روزنامه ملت به صاحب امتيازي محسن رضايي، دبير اين هيئت اعلام كرد كه هيئت نظارت بر مطبوعات اجازه انتشار نشريات ذيل را هم صادر كرده و بزودي شاهد حضور اين نشريات در دكه هاي روزنامه فروشي خواهيم بود.
روزنامه جمهوريت - صاحب امتياز: مصباح سردبير:جنتي
روزنامه صداي عدالت - صاحب امتياز:مرتضوي سردبير: لاريجاني
روزنامه غيرت ايراني- صاحب امتياز: محسن رضايي سردبير: روح الاميني
روزنامه كلام حق - صاحب امتياز:فاطمه رجبي سردبير:رسايي
روزنامه ديگرانديشي- صاحب امتياز: رحيم پور ازغدي سردبير:يامين پور
روزنامه آيينه جهان نما- صاحب امتياز: ضرغامي سردبير: شريعتمداري
هفته نامه صداي آزاد - صاحب امتياز: احمد توكلي سردبير: مرتضي نبوي
هفته نامه گفتگوي تمدنها - صاحب امتياز: كوچك زاده سردبير: سليمي نمين
هفته نامه رافت اسلامي - صاحب امتياز: طائب سردبير:رادان
هفته نامه صداقت - صاحب امنياز: مرحوم كردان سردبير: متكي
هفته نامه شايستگان: صاحب امتياز: بذرپاش سردبير: صالح آبادي
ماهنامه بسوي پيشرفت - صاحب امتياز: احمدي نژاد سردبير: ثمره هاشمي
ماهنامه نداي روزنامه نگاران مستقل - صاحب امتياز پيام فضلي نژاد سردبير: نجف زاده
ماهنامه تمدن و مدرنيته - صاحب امتياز: نوري همداني سردبير: صديقي
ماهنامه يك شاخه زيتون - صاحب امتياز: فيروزآبادي سردبير: معصومي نژاد
ماهنامه سرشت پاك - صاحب امتياز: زارعي سردبير: رحيمي

۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

سقوط اخلاق در وبلاگهاي مدعي اصولگرايي/نگاهي به نوشته هاي حسين قدياني

نام حسين قدياني چندصباحي است كه سرزبانها افتاده. بخصوص پس از چاپ مطلب توهين آميز وي در كيهان با عنوان اعلام مسيرهاي راهپيمايي چهارشنبه سوري، عده زيادي با نام وي آشنا شدند. با بررسي نوشته هاي وي، شايد شما هم مانند من به اين باور برسيد كه قرابتهاي فكري زيادي بين وي و محمود احمدي نژاد وجود دارد.


آقاي قدياني علاقه اي زيادي به توهين به مخالفين فكري خود دارد و تمايل دارد هزليات خود را طنز بنامد. قسمتي از نوشته هاي ايشان در ذيل بازانتشار يافته:

غلط كرديد بيشماريد!
شما بچه تر از آن هستید که جمهوری اسلامی تیغ اش را حرام حلقوم شما کند
شما سر رقاصه های تان روسری کرده اید تا ما خیال کنیم با یک مشت آدم مذهبی طرفیم
باید برای سگ اوباما استخوان پرت می کردید
خدایا شکر که دشمنان ما را از "حمقا" قرار داده ای
مهندس: اصلاً همون نقاشي مي كردم بهتر بود؛ آخه بگو تو رو سننه به اينگلاب مخملين؟
مهندس: بگو رفته دست به آب!
خانم مهندس: شرمنده، ايشون دست شون به چيز بنده.
ممد تمدن: نقاشي خوبه، چيز ديگه اي نكشي!!
مهندس: قهوه اي ام باشي، ديگه هيچ فرقي نمي كنه
مهندس: در خانه ما "چیز سالاری" است!

وي از دروغگويي و تهمت زدن بدون دليل و مدرك هيچ واهمه اي ندارد. بشدت از بحث منطقي و ارائه دليل گريزان است. برايش چندكامنت گذاشتم. در يكي نوشتم مگر نميگويي موسوي معتاد و قاتل است. مگر دوست و همفكر شما آقاي فضلي نژاد موسوي را عضو لژ فراماسونري قسطنطنيه و جاسوس صهيونيستها نخوانده است؟ مگر ايشان خاتمي و سران جنبش را فراماسونر نخوانده است؟ اگر شما مدركي در اين موارد داريد كه بايد گفت واي بر قوه قضائيه اي كه يك قاتل سالهاست در مقامهاي دولتي مشغول بكار است. واي بر شوراي نگهباني كه صلاحيت يك قاتل ومعتاد را تاييد ميكند. واي بر حكومتي كه رهبر آن يك قاتل و جاسوس صهيونيست را 8 سال در بالاترين پست حكومتي قرار داده و رئيس جمهور دو دوره اش فراماسونر بوده است. واي بر مملكتي كه 16 سال فراماسونرها بر بالاترين پست اجرايي آن تكيه زده اند و اگر بي مدرك اين تهمتها را زده ايد واي بر قوه قضائيه اي كه در آن به اين سادگي ميتوان آبروي مومني را برد و با افتخار آن را در بوق و كرنا كرد و از دست دولتمردان قانونگرا جايزه گرفت. طبيعتا درميان انبوه كامنتهاي منتشر شده مملو از فحش و توهين، اين كامنت اجازه چاپ نيافت. در كامنت ديگري گفتم منشه اميري را حرامزاده خوانده اي. آيا ميداني در قوانين اسلامي چنين اتهام بدون مدركي چه مجازاتي در پي دارد؟ طبيعتا اين كامنت هم سانسور شد.
با هم پاره اي از اتهامات فاقد مدرك آقاي قدياني را بخوانيم.
رئیس من شریعتمداری است و رئیس تو شیره ای مداری!!
مهندس: خانم من آن زمان، چیز بود؛ یعنی کمونیست بود و اصلا حجاب نداشت. من هم چون خودم در خط نفاق بودم از التقاط ایشان خوشم آمد.
خانم مهندس: مهندس کلا مرد خوبی است ولی امسال در سال "اصلاح الگوی مصرف"، متاسفانه مصرف مهندس یک مقدار بالا رفته! قبلا تفریحی می کشید.
فاطی: هر چی باشه از شوهر عملی تو که بهتره!
دست میرحسین به خون دیالمه و آیت آلوده است.
نخست وزیر پای منقل بنشست خاندان نبوتش گم شد.
در هر صورت در حرامزاده بودن منشه امير مدير سايت بالاترين حرفي نيست
سه منافق بسيار خطرناك در طول تاريخ پيدا شدند معاويه مامون و موسوي و جالب اينكه هر سه با علي جنگيدند معاويه با علي بن ابيطالب مامون با علي بن موسي الرضا عليهما السلام و اين اخري با علي زمان سيد علي خامنه اي
ايشان اصولا خيلي خود را حاضر جواب ميپندارد و خيلي دوست دارد ادب و متانت خود را در پاسخ به كامنتها آشكار كند
اشتباه هشتم؛ سوزاندن فیها خالدون امثال شما بی ادبها!
اشتباه نهم؛ نمایش اعتیاد موسوی!
شما لیاقت آزادی را ندارید چون دهان تان چفت و بست ندارد.
بد سوزوندمتون! دم خودم گرم.
تو کی گل امید را نشکفته پرپر می کنی؟/ وقتی که با اشعار خود بیهوده عرعر می کنی
علاف، نه الاف! روح شیخ در سوادت حلول کرده.
اگر حکم جهادم می داد سران فتنه را دور گلویت می پیچیدم

نكته تعمق برانگيز و شايد تلخ قضيه اينجاست كه اين شخص ولايتمدار، پس از آنهمه توهين به معترضين، دست پيش را ميگيرد و با قيافه اي حق بجانب از توهين برخي از هواداران جنبش سبز به خود مينويسد. نوشته هاي وي در اين زمينه خواندني است:
بریده باد نافت که از ادب دوری!
برو حالشو ببر گوگوری مگوری!
معذور بودم از نمایش گوشه ای از ادب فرقه سبز در کامنت ها. بالاخره باید معلوم شود مدعیان ادب، تا چه حد بی ادب و بی نزاکت اند.
نیم ساعتی از ساعت سه گذشته و در این دل شب، سبزها هر آنچه فحش و ناسزاست دارند بار پدر شهیدم می کنند
به پدرم، به پدر شهیدم، به مادرم به همه دار و ندارم، هر آنچه بر زبان شان جاری است دارند نثار می کنند
من عارم می آید در کشوری که سایه نایب امام زمان بالای سر آن است، زبان به ناسزا باز کنم

او در جايي ديگر، در نقش اصولگرايي ميانه رو و معتدل ظاهر ميشود و همفكرانش را به ملايمت دعوت ميكند. ولي سوال اينجاست كه اگر امثال قدياني از ميانه روهاي جناح راست محسوب ميشوند، تندروان اين جناح از چه ادبياتي برخوردارند؟
گاهی که دوستان در نقد مواضع سیاسی آقا مهدی(همت) و مادر محترم و عزیزشان سرکار خانم "ژیلا بدیهیان" دچار تندروی و افراط می شوند، موضع می گیرم و نقدشان را نسبت به خانواده شهید همت برنمی تابم
آن کس که در این کشور و زیر سایه عنایات امام زمان زندگی می کند، شاید معترض باشد ولی به منتقد خود فحش خواهر و مادر نمی دهد
او شديدا خودشيفته است،‌ آنچه مينويسد را هنر متعهد ميخواند و خود را خيلي مهم و شخصيتي جهاني فرض ميكند.

به نام خدایی که "نو هنرمندان متعهد" را آفرید
نسل تازه ای از نویسندگان، شعرا، طراحان و طنازان پای به میدان "هنر متعهد" گذاشته اند
امشب جنگ را در خط مقدم اینترنت یک تنه بردم
یک تنه از پس همه شان برآمده ام و حالا وضویی ساخته ام و نشسته ام به "دل نوشت"
من امشب کفن پوشیده ام در خط مقدم اینترنت و دارم پاسداری می کنم از علی در فضای مجازی
خودمانیم؛ عجب جمله ای شدها
چه بازی قشنگی کردم با اسم استادم امیر حسین فردی
متاسفانه تا همین چند ماه پیش هیچ کدام مان تاب دیدن شهرت و محبوبیت آن دیگری را نداشتیم
او عاشق كامنتهاي متملقانه همفكران خود است و با افتخار آنها را در معرض نمايش قرار داده است:

زنده باد حسیبن قدیانی عزیز/ خدا قوت فرمانده
راست گفته وحيد جليلي... تراز ادبيات انقلاب ، بالا رفته است
سلام آقای قدیانی.خسته نباشی داداش.چه جهادی کردی دیشب؟
الانه اسم بلاگم رو توي لينك هاي شما ديدم. من نيز مي گويم:
یک هفته تمام جشن باید بگیرم که قدياني به این نماینده کوچک نسل جدید ادبیات انقلاب اسلامی افتخار داده است که قلم مرا به قلب وبلاگ خود "قطعه 26" پیوند کند
شماها یه پا فرمانده (جنگ نرم)شدید و ما سربازی کوچک وبی هنر...آن هم اگر قابل باشیم ...که تنها کاری که ازمان می آید اینکه با نمایش هنرنمایی های شما(نوهنرمندان متعهد) در وبلاگمان پز بدهیم
آقاي قدياني از خوشحالي در پوست خود نميگنجد كه در چندروز اخير توانسته آمار بازديدكنندگان وبلاگش را بالا ببرد:
آمار بازدید کننده های مرا یکی بردی بالاتر، ممنون!
تقدیم به همه دشمنان عزیز در سایت "بالاترین" و سایر سایت های شیطانی که در جهانی شدن وبلاگ "قطعه ۲۶" نقش احمقانه ای بازی کردند
من حالا وبلاگم دوی بعد از نصف شب بیشتر از سایت سران فتنه بازدید کننده دارد. اینجا را هم باختید!
چند شب دیگر ناسزا بگویید، من جهانی خواهم شد
امشب بازدیدکنندگان وبلاگ تازه تاسیس من به برکت بد دهنی شما از آرای شیخ از همه جا بی خبر بیشتر شده است

قدياني از اينكه مريد و دنباله رو شريعتمداري و شاگرد صفار هرندي است و قزوه برايش كامنت تشكر ميگذارد به خود ميبالد:
استاد عالی قدر، "صفار هرندی"! چه خوب شاگردت را در اولین ساعات نبرد یاری دادی
متاسفم که مطالبم را برای کیهان فکس می کنم و خیلی توفیق زیارت حاج حسین آقای شریعتمداری (دامت توفیقاته) را از نزدیک ندارم.
جمهوری اسلامی به فرزندان شهدا سهمیه می دهد تا اونجای فرزندان منافقین بسوزد!!
امشب تا صبح بیدار می مانم و نمی گذارم سید علی در خط مقدم اینترنت تنها بماند.
باز هم می گویم؛ ما اهل گوگل نیستیم، خامنه ای. دات.آی.آر تنها بماند.
من رفتگری کوچه موسسه کیهان و وطن امروز را با دنیا عوض نمی کنم. یک لشکر حریف من نشدیدها!!!!!!!!!!!!!
اتفاقا چند وقت پیش مولایم را زیارت کردم.
متاسفم که چرا ثواب متولی کیهان و صدا و سیما بودن در پرونده اعمالم نیست!! انتشار فحاشی ها میزان ادب طرفداران موسوی را برای ملت روشن می کند.
"قزوه" می آید و برای چون منی "کامنت" می گذارد. استاد پای برگه امتحان شاگرد، نمره خوب داده است.
جالب است كه شباهت بسياري در ادبيات وي و كامنت گذاران همفكرش قابل مشاهده است
واقعاً از "ادب مرد به ز دولت اوست" این لجنیا متعجب شدم!
هنوز ما نمردیم ببینیم از این گه خوریا کردن
خطاب به همه جنبندگان سبز: "چخه"
جنب و جوش سبز، باد معده نظام جمهوری اسلامی بود.
چه جنگ سختی بوده دیشب... و چقدر خوب "ادب مرد به ز دولت اوست" رو معنی کردن طرفداران بی شمار آقای "اوج ادب و متانت"!!
باز هم به جنبندگان سبز : بابا جون من چخه.جون مادرتون چخه.والا به سگ اگه اینقدر گفته بودیم چخه با تمام با وفاییش میرفت پشت سرشم نگاه نمیکرد.
این جنازه ها از فرط گندیدگی سبز شده اند
از خواندن نظرای حضرات سبز خجالت کشیدم واشک تو چشام جمع شد
گناه دارن به خدا. چی کار کنن سبز هستن و نفهم
اصلآ تقصیر شماست که برای این سبز های لجنی پماد ضد سوزش نمیزاری روی سایت، خوب میسوزونی شون پماد هم بگذار تا زوزه نکشن!
بیستا موتور سوار "بیضه دار" تو فضای سایبر پیدا بشند دیگه عمران این خس و خاشاک "چیز" کنند-همون جیگر-که بیاند به شهدا و ... اهانت کنند!
سلام. من فکر کنم دیشب پنجره ی وبلاگتونو باز گذاشتید. بعد تو پستتون راجع به این شیخ بوگندو نوشتید حشرات سبز جذب شدن اینجا.


پي نوشت: من توهين هواداران جنبش سبز به وي را نميپسندم و اصولا به اين اصل كه هدف وسيله را توجيه ميكند اعتقادي ندارم. حتي دوستاني كه به اين اصل پايبندند بايد به تبعات اقداماتي كه انجام ميدهند فكر كنند. شايد در آن لحظه و در اوج عصبانيت، توهين به طرف مقابل ما را آرام كند ولي نتيجه اينكار چه خواهد بود و جز امكان بهره برداري از اين عمل براي طرف مقابل چه دستاوردي خواهد داشت؟ كاري كه شديدا قابل نكوهش ميدانم توهين برخي از طرفداران جنبش سبز به خانواده وي است. معتقدم بايد در اوج عصبانيت بتوانيم خشم مان را كنترل كنيم و بر اين باورم استفاده ابزاري از شهدا به هرانگيزه اي كه باشد كاري نكوهيده است. هيچوقت نه گناه فرزند را به حساب پدر مينويسند نه گناه پدر را به حساب فرزند.

مرجع
قطعه 26- وبلاگ حسين قدياني




۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

بازداشت خبرنگار ايراني در ايتاليا بدليل تخطي از قانون دوشغله بودن و جنجال خبرگزاريهاي خارجي!

در پي بازداشت آقاي معصومي نژاد خبرنگار اعزامي صداوسيما به ايتاليا، سفارت ايران در ايتاليا بيانيه اي صادر كرد. متن اين بيانيه بشرح ذيل است:

بسمه تعالي
امت خداجوي ايران اسلامي

در پي جار و جنجال خبرگزاريهاي استكبار جهاني در زمينه بازداشت خبرنگار صداو سيما در ايتاليا، در راستاي اطلاع رساني شفاف كه سرلوحه كار دولت مهرورز است، بدينوسيله به اطلاع ميرساند بنابرگزارشهاي رسيده مردمي به دفتر رئيس محترم جمهور مبني بردوشغله بودن نامبرده و قانون مجلس مبني بر ممنوعيت تصدي دوشغل دولتي بطور همزمان، رئيس محترم جمهور كه از ابتداي تصدي خود بر قوي مجريه شعار قانونگرايي را سرلوحه كار خود قرار داده اند، اين مورد را به سازمان بازرسي اطلاع دادند. سازمان بازرسي هم نظر به حساسيت موضوع، سريعا مسئله را مورد بررسي موشكافانه قرار دادند و معلوم شد ايشان علاوه بر خبرنگاري صداوسيما، بطور همزمان به شغل شريف قاچاق اسلحه مشغول ميباشند. از آنجا كه هر دو اين مشاغل دولتي محسوب ميشوند و اشتغال ايشان به دو شغل در شرايطي كه هموطنان عزيز زيادي در جستجوي كار ميباشند، خلاف شعار عدالت و اشتغال زايي دولت محترم است، از ايشان خواسته شد از يكي از مشاغل استعفا دهند تا شخص ديگري، عهده دار شغل مربوطه شود ولي از آنجا كه ايشان شيفته خدمت بودند از انجام اين خواسته استنكاف كردند. بهمين خاطر دولت محترم جهت احترام به قانون، عليرغم رضايت كامل از نحوه كار ايشان ،از اينترپل درخواست استرداد نامبرده را كرده است. اين مسئله داخلي كه يك اختلاف خانوادگي است و در داخل خانواده قابل حل است، بدليل شيطنت سران فتنه و ايادي داخلي و خارجي آنها دستاويزي براي استكبار جهاني و رسانه هاي غربي شده است تا هجمه جديدي را عليه جمهوري اسلامي آغاز كنند. بنابراين از امت هميشه در صحنه درخواست ميشود پس از نماز دشمن شكن جمعه بصورت خودجوش در جلوي سفارت ايتاليا تجمع كنند و دخالت اين كشور را در امور داخلي ايران بشدت محكوم نمايند.

۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه

تعريف جديد محاربه: حضور در تجمعات،‌فيلمبرداري با موبايل و شركت در تشييع آيت الله العظمي منتظري!

بخشي از بيدادگاه متهمان حوادث عاشورا:
...به گفته نماينده دادستان اين متهم از قبر ندا آقاسلطان و سهراب اعرابي دو بار فيلم گرفته و براي منافقين ارسال كرده است و گروهك منافقين براي وي ايميلي را ارسال كرده‌اند و از او خواسته‌اند در بابلسر شعارنويسي در حمايت اعتصاب پايگاه اشرف داشته باشد...
متهم: با ريحانه بيرون رفتيم و فقط تماشا مي‌كرديم. وقتي نقطه‌اي شلوغ بود از ترس راهمان را عقب‌تر مي‌برديم از خيابان ويلا تا بيمارستان امام خميني(ره) رفتم و از آنجا يك ماشين گرفتم. راه در آنجا يك طرفه بود و نيروهاي امنيتي آنجا را كنترل مي‌كردند و در شيخ‌فضل‌الله نوري به اجبار از خودرو پياده شديم و مجدد در نزديك يادگار امام سوار خودرويي شدم و از آنجا به خانه‌ام در پيچ شمران برگشتم و حتي يك شعار ندادم و به خاطر ترس در اغتشاشات شركت نكردم. فيلمي تهيه كردم اما در موبايلم سوخت و آن را در حال حاضر ندارم...
متهم رديف دوم گفت: از آنجايي كه تجمعات 25 ، 26 و 27 خرداد آرام بود و من نمي‌دانستم اين تجمعات غيرقانوني است شركت كردم و هيچ دستوري از سازمان براي شركت نداشتم و در تجمعات 18 تير ، 13 آبان و 16 آذر و روز عاشورا و تاسوعا وقتي ديدم يك جمعيتي در خيابان هستند به آنجا رفتم...از روز عاشورا و تاسوعا فيلمي ارسال نكردم و روز مرگ منتظري سركار بودم و هيچ فيلمي نگرفتم...
قاضي: در تجمعات مادران در پارك لاله شركت مي‌كردي؟
متهم رديف دوم گفت: يك روز در اتوبوس شنيدم كه مادرها در پارك لاله هستند.
نماينده دادستان: از تجمعات در پارك لاله فيلم گرفتي؟
متهم رديف دوم: وقتي از كلاس بر مي‌گشتم خانمي در اتوبوس گفت هنرپيشه‌ها در اين تجمعات شركت مي‌كنند عكس‌هايي را از كافي‌نت گرفتم و به آنجا بردم .عكس ندا، سهراب و كيانوش بود و از ‌آنها نيز فيلم گرفتم اما به جايي ارسال نكردم...من اصلا شعاري ننوشته‌ام. گفتم اين شعار را شنيده‌ام. من هيچ مورد شعارنويسي نداشتم...

مرجع
مشروح دادگاه متهمان حوادث روزعاشورا

۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

اداي ديني به آزادگان دربند

از ياد نبريم عزيزان دربندمان را

حسن سوري شش ماه حبس
حسام ترمسي يك سال حبس
حسين اعظامي دو سال حبس
هدايت آقايي دوسال و نيم حبس
سهيل نويدي هفت سال حبس و 74 ضربه شلاق(تبرئه در دادگاه تجديدنظر)
اكبر اجدادي دوسال و دوماه حبس
محمدرضا نوربخش سه سال حبس
عاطفه نبوي چهارسال حبس
حسام سلامت چهار سال حبس
امير اصلاني پنج سال حبس
علي بهزاديان شش سال حبس
محسن صفايي فراهاني شش سال حبس
بهزاد نبوي شش سال حبس
عبدالله رمضانزاده شش سال حبس
سلمان سيما شش سال حبس
اميد لواساني شش سال حبس
محمدعلي ابطحي شش سال حبس
ناصح فريدي شش سال حبس و 74 ضربه شلاق
علي بي كس هفت سال حبس و چهار ضربه شلاق
احمد زيدآبادي شش سال حبس و پنج سال تبعيد و محروميت مادام العمر از حقوق اجتماعي
عبدالله مومني هشت سال حبس
سعيد ليلاز نه سال حبس
ضيا نبوي پانزده سال حبس و 74 ضربه شلاق
محمدرضا زماني اعدام


داود زماني، ابراهيم يزدي، شيوا نظرآهاري، حجت شريف، ژيلا بني يعقوب، بهمن اموئي، محمد ملكي،‌ محمد عطريانفر، محمدتقي خلجي، حسين زمان،‌نفيسه زارع كهن، فريبا پژوه،‌ حامد روحي نژاد، فرزاد كمانگير،‌ منصور ساعتچي، محمدحسين سهرابي راد، احمدرضا بهارلو، رسول بداغي، زويا حسني، مسعود آقايي، بدرالسادات مفيدي، محمدعلي شيرزاد و هزاران زنداني سياسي دربند رژيم را.

مراجع

تا آزادي زندانيان سبز



۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

من محارب نيستم و با كارت حكومت بازي نميكنم

مهم نيست شما من را محارب بخوانيد يا آشوب طلب و قمه كش و مسلح و فتنه جو. اهميتي ندارد كه شما خود را اهل مدارا و تسامح خطاب كنيد. همه ميدانند  كه تمام  كشته شدگان وقايع پس از انتخابات از جنبش سبز بودند و اينها براي قضاوت مردم كافي است. همه ديده اند مردم معترض خشم خود را كنترل كردند و حتي  ديوار انساني تشكيل داده اند تا به مامورين حكومتي آسيبي نرسد. تصاوير روز عاشورا نشان داده است چه كسي مسلح بود و چه كسي تعمدا با خودروي حكومتي مردم معترض را زيرگرفت. 
 
شما ميخواهيد من را وارد بازي خشونت كنيد. چون اين تنها بازيي است كه شما در آن پيروزيد. ولي من بازي خود را ادامه خواهم داد و شما نخواهيد توانست بازي من را بهم بزنيد.

من نه محاربم نه فتنه جو و نه آشوب طلب ولي همچنان به تقلب انجام شده معترضم. درست است كه بيشتر راههاي اطلاع رساني را مسدود كرده ايد ولي ابزار محدودي كه در دست دارم به اندازه اي هست تا بخش كوچكي از جنايات حكومت را پس از انتخابات افشا كند و اين ابزار  براي روشن شدن اذهان عمومي كافي است.  مبارزه ما مبارزه اي طولاني و نابرابر است ولي ميدانم كه در نهايت در اين كارزار دشوار، پيروزي با ما خواهد بود زيرا ما بيشماريم... بيشمار

پي نوشت: به يك كامنت در سايت الف برخوردم كه بنظرم جالب آمد. شايد شما هم خوشتان بيايد
من خودم هم از کرج با اتوبوس به تهران امدم تا در راهپیمایی 9 دی شرکت کنم.. بالاخره تهران با این گستردگی دیگر یک روستا یا یک دهکده نیست... اما حقیقتا" بعد پشیمان شدم که چرا به این گردهمایی امدم.. رسانه ملی دارد از بیت المال تغذیه میشود و رسالت عظیمی بر دوش دارد.. این حق مردم است که حقیقت را بدانند و با بدی و زشتی در هر لباسی برخورد کنند.. من نه ماهواره دارم و نه علاقه ای به این قبیل رسانه ها.. اما چند روز بعد در خانه یکی از اقوام صحنه های را از ماهواره دیدم که هنوز هم باورش برایم سخت است.. بعد با انسانهای برخورد کردم که ظهر عاشورا در میان معترضان بودند.. وقتی فیلم گرفته شده با موبایلشان را دیدم از خودم و از رسانه ملی بدم امد.. بخدا اگر این اتفاق در فلسطین اشغالی صورت میگرفت تا چندین روز همین رسانه ملی عزای عمومی اعلام میکرد.. هرگز باورم نمی شد مثل عروسکی با من رفتار شود که نخ ان را به هر طرف بکشند من هم تکان بخورم.. بیشترین ناراحتی من این بود که چرا با دین و باورهای مذهبی مردم بازی می کنند .. اقای توکلی : نماینده عزیز مردم .. به مسئولین و دوستداران نظام در جمع های خودمانی بگوید : با افکار عمومی اینگونه برخورد نکنند .. والله این دو روز عمر و این پست و مقام ارزش انرا ندارد که با باورهای یک ملت اینگونه بازی شود.. این انقلاب اگر در این 30 سال مانده بخاطره حمابت مردم بوده است .. وای به روزی که مردم دلمرده و دلسرد شوند .


۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

رمز موفقيت جنبش سبز حفظ اتحاد، اطلاع رساني و پرهيز از خشونت است

1-حتما شما هم در تظاهرات جنبش سبز به تفاوت افرادي كه در كنار هم براي پيروزي جنبش به ميدان آمده اند دقت كرده ايد. خانمهايي با حجاب كامل، در كنار خانمهايي كه اعتقادي به اين مسئله ندارند، آقاياني كه ظاهري كاملا مذهبي دارند در كنار افرادي كه حكومت آنها را بچه سوسول يا ژيگول مينامد، با اتحادي مثال زدني در اين راه قدم برداشته اند. حتما با من هم عقيده ايد كه پيش از آن، اين طيفها حاضر نبودند با هم، هم كلام شوند و اين يكي از دستاوردهاي مهم جنبش است.
2-حكومت تلاش زيادي دارد تا بصورتي كاملا رياكارانه طرفداران خود را هم اينگونه معرفي كند. در تظاهرات دولتي در روز چهارشنبه عكاسان رسانه هاي اصولگرا تصاوير جالبي شكار كرده اند: پلاكاردي در دست خانمي بدحجاب با اين عنوان كه ما انقلاب كرديم تا شعائر اسلامي را زنده كنيم يا تصوير آقايي كراوتي با پرچم ايران يا جوانكي با موهاي بلند و پلاكاردي بر ضد موسوي را در سايتهاي اصولگرا حتما مشاهده كرده ايد. سعي كرده اند با اين شو اينگونه القا كنند كه همه مردم ايران از هر قشر و گروهي در اين تظاهرات حضور داشته اند. گويي از ياد برده اند كه كمتر از 24 ساعت قبل تصاوير مونتاژ شده صدا و سيما روي تصوير يك خانم كه موهايش از پشت روسري بيرون زده بود و دختر و پسر جواني كه دست در دست هم در حال راهپيمايي بودند و يك آقاي كراواتي زوم شده بود. وقتي پاي قدرت در ميان باشد ارزشها چه راحت عوض ميشوند.
3-حكومت سعي زيادي دارد تا بين جنبش تفرقه بيندازد. تيترهاي امروز الف و تابناك و گزارشهاي صدا و سيما را ببينيد كه از رهبران جنبش خواسته شده راه خود را از آشوبگران جدا كنند يا حتي حقوقي براي معترضين قائل شده است. در اين ميان بعيد نيست با دادن امتيازاتي به رهبران جنبش سعي در بيراهه كشانده شدن جنبش هم داشته باشند ولي رهبران جنبش بخوبي دست حكومت را خوانده اند. موسوي بهيچ وجه تظاهرات عاشورا را محكوم نكرد بلكه از آن دفاع هم نمود و كشتار مردم بيگناه را توسط حكومت تقبيح كرد. كروبي هم كه پيش از اين اقدام مشابهي بعمل آورده بود.
4- با توجه به حضور طيفهاي مختلف در جنبش سبز بايد سعي كنيم از شعارهايي كه به نحوي در جنبش تفرقه ايجاد ميكند خودداري كنيم. همه ميدانيم كه رهبران جنبش سبز به اصل ولايت فقيه (البته نه بصورت مطلقه )‌اعتقاد دارند. اين اصل طرفداران ديگري هم در بدنه جنبش دارد. بهتر است سعي كنيم در شعارهاي خود رهبري و رياست جمهور را هدف قرار دهيم چون مورد وفاق همه طرفداران جنبش است. به ياد آوريم كه در پيروزي انقلاب اسلامي همانقدر كه مذهبي ها موثر بودند نهضت آزادي و حزب توده و مجاهدين هم نقش داشتند. بنابراين بايد حضور همه از مذهبي گرفته تا سلطنت طلب را در جنبش گرامي بداريم.
5- پرهيز از خشونت در دراز مدت حقانيت جنبش را در افراد مردد ثابت ميكند. شكي نيست كه حكومت در تلاش است تا جنبش را به عكس العمل وادار كند زيرا در اين صورت، ميتواند كشتار خود را توجيه كند و با توجه به توانايي حكومت در خشونت بي حد وحصر، در صورت براه افتادن حمام خون، جنبش بازنده اصلي خواهد بود. ضمنا حكومت بخوبي از اين حربه استفاده ميكند تا تظاهركنندگان را آشوبگر معرفي كند. حتما با من هم عقيده ايد كه تصاويري كه در آنها، گروهي از جنبش سبز كه ديواري انساني بين تظاهركنندگان خشمگين و نيروهاي انتظامي كه به محاصره درآمدند، ايجاد كرده اند، چهره اي انساني را در ذهن هر بيننده اي به تصوير ميكشند. در مقابل، تصاوير لخت شدن سربازان يا ضرب و شتم آنان توسط مردم،‌ چهره اي مظلوم از نيروي انتظامي و خشن از جنبش سبز را به بيننده القا ميكنند بنابراين بايد بتوانيم در اوج خشم، خشم خود را كنترل كنيم واين همان چيزي است كه حكومت از آن وحشت دارد.
6- نكته مهمي كه وجود دارد اينست كه همه مردم به اينترنت دسترسي ندارند. وجود فيلترينگ شديد حتي برخي افراد استفاده كننده از اينترنت را هم از عمق فجايع روز عاشورا بي خبر نگه داشته است. ارسال پارازيت روي كانالهاي خبري مثل بي بي سي و صداي امريكا هم يكي از منابع اصلي اطلاع رساني را از جنبش گرفته است. بايد به هر طريق ممكن مردم را از اين فجايع مطلع كرد. بنظر من ساخت مستندي كوتاه از اين فجايع و پخش آن از طريق سي دي ميتواند نقش مهمي در اطلاع رساني ايفا كند.

۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه

ا.ن در حضور مدودوف قرارداد تركمانچاي را پاره كرد!

ا.ن در هفته اي كه گذشت:
شنبه : ا.ن پس از موفقيت در بازپس گيري خسارات وارده به ايران در جنگ جهاني دوم از دول متفقين و نيز دريافت غرامت از آمريكا بابت كودتاي 28 مرداد، همتاي روسي خود را به حضور پذيرفت و در حضور وي قراردادهاي تركمانچاي و گلستان را كاغذپاره اي خواند كه از نظر وي ارزشي ندارند و خواستار پس گرفتن سرزمينهاي اشغالي از سوي همتاي شمالي خود شد.
بكشنبه: ا. ن طي پيامي به همتاي انگليسي خود 24 ساعت وقت داد تابه زبان خوش هرات و بحرين را به ايران پس دهد.
دوشنبه: ا.ن در كنفرانس كشورهاي حوزه خليج كه بر اثر فشارهاي ايران به كنفرانس كشورهاي خليج فارس تغيير نام يافته است، از آنان خواست بابت حمله 1400 سال پيش از ايران عذرخواهي كنند و به نحو مقتضي به جبران خسارت اقدام كنند.
سه شنبه: ا.ن در سندي كه در سازمان ملل ثبت شد، حمله اسكندر مقدوني به ايران را غيرقانوني و ناقض حاكميت ارضي ايران دانست و خواهان شناسايي متجاوز و پرداخت غرامت از يونان به دولت مهرورز شد.
چهارشنبه: ا.ن در گفتگوي تلفني با همتاي مغولي خود، حمله چنگيزخان مغول به ايران را محكوم كرد و خواستار پرداخت غرامت بابت اين حمله ناجوانمردانه شد
پنجشنبه: ا.ن طي يك نطق تلويزيوني، پيروزي ارتش سلطان سليم در جنگ چالدران را ناجوانمردانه دانست و آنرا توطئه دول استكباري خصوصا انگليس و امريكاي جهانخوار دانست. وي از نخست وزير تركيه خواست غرامت لازم را به قربانيان اين جنگ پرداخت كند.
جمعه: ا.ن از هيئت دولت خواست نسبت به جمع آوري شكايات مردمي در مورد تجاوزات دول خارجه در ده قرن اخير اقدام كند و نتيجه را هر پنجاه سال يكبار به اطلاع مردم شهيد پرور برساند.

۱۳۸۸ آذر ۲۲, یکشنبه

آقايان كفن پوش، از ديد شما جان انسانها عزيزتر است يا عكس آنها؟

آقاياني كه بدليل حادثه مشكوك پاره شدن عكس امام مجددا كفن پوش شده و به خيابانها ريختيد و فرياد وااسلاما سر داديد، شما كه ادعا ميكنيد دغدغه انسانيت و دين داريد، ممكن است به چند سوال زير جواب دهيد.
1- در سال 1994 در كشور رواندا بيش از پانصدهزار توتسي قتل عام شدند. در آن موقع آيا ابراز همدردي كرديد؟
2- در سال 1994 در بمبگذاري آميا 85 يهودي جان باختند. آيا احساس تاثر داشتيد؟
3- در سال 1999 بيش از 25 هزار شهروند چچني توسط دولت دوست، روسيه كشته شدند. آيا صدايي از شما درآمد؟
4- در سال 2001 در جريان عمليات انتحاري در برجهاي دوقولو بيش از سه هزار انسان از بين رفتند. آيا موضعگيري خاصي در محكوميت اين حادثه داشتيد؟
4-در سال 2002 بيش از 200 انسان در جزيره بالي در يك رشته عمليات انتحاري جان باختند. شما در آن لحظه چه احساسي داشتيد؟
5- در سال 2003 در دولت دوست و برادر سودان، سيصدهزار انسان قتل عام شدند. عكس العمل شما در آن موقع چه بود؟
6- در جريان قتل فروهرها، دواني، زهرا كاظمي، زهرا بني يعقوب ، عزت ابراهيم نژاد، ندا سلطان، كيانوش آسا و هزاران اسم ديگر، كفنهايتان كجا بود؟

با بررسي سير وقايع رخ داده و انفعال شما در محكوميت اين حوادث يا حداقل همدردي با بازماندگان، آيا باور كنيم كه فرياد امروز شما از سر غيرت است؟
آيا براستي ارزش عكس هر انسان، هر چقدر هم مقدس باشد، از جان ميليونها انسان بيشتر است يا همه اينها بهانه است براي دسيسه هايي كه در سر داريد؟ چگونه است كه شما هر زمان اراده كنيد با آسودگي خاطر به خيابان مياييد ولي ما هنوز موفق به كسب مجوز نشده ايم؟ آيا در نظام ولايي شما در برابر قانون اساسي برخي از برخي برابرترند؟
راستي، مگر نه اينست كه كفن پوشيدن نشانه از جان گذشتگي است. در اينصورت، شما كه حمايت نيروهاي مسلح و سه قوه مقننه، مجريه، قضائيه و نيز صدا و سيما و شوراي نگهبان و رهبري و متعلقين و وابستگان، همه را يكجا داريد، از جان گذشته تريد يا ما كه بي سلاح، حق خود را ميخواهيم و با خون خود آزادي را فرياد ميزنيم؟ كفن پوش واقعي شما هستيد يا ما؟


مراجع

۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

نياز به تدوين نقشه راه از سوي رهبران جنبش سبز

دوران 8 سال رياست جمهوري آقاي خاتمي فرصت يگانه اي براي اصلاحات بود. با توجه به در اختيار داشتن قواي مقننه و مجريه و پشتوانه آراي مردم، خيلي كارها قابل انجام بود تا كار ما به امروز نكشد. كارشكني هايي انجام شد و فرصت سوزيهاي هم (شايد)از سر مصلحت صورت گرفت تا كار ما به دولت كودتا برسد.بهرحال 4 سال دولت احمدي نژاد را تحمل كرديم. با شروع فعاليتهاي انتخاباتي براي انتخاب دولت دهم اميدواريهاي بسياري براي طرفداران اصلاحات پديد آمد. ولي باز هم جنبش اصلاحات با تغيير اجباري كانديداي مطلوب خود بسياري از طرفداران اصلاحات را نگران كرد. در نهايت نتيجه انتخابات آني نبود كه ميبايد و اكثريت مردم با ترديد به نتيجه انتخابات نگاه كردند ولي همين نتيجه نشان داد كه جناح محافظه كار از مدتها قبل سناريوي خود را براي انتخابات دهم تدوين كرده است. هم نتايج انتخابات و هم دستگيريهاي بعد از آن همه و همه از قبل بصورت دقيق مشخص شده بود و بدقت به مرحله اجرا گذاشته شد. جاي گلايه از جناح اصلاحات است كه با اين همه متفكر و روشنفكر چرا پيش بيني چنين رخدادي را نكرده بودند و هيچ برنامه مدوني براي برهم زدن بازي جناح راست نداشتند.
اينها همه گذشت ولي نگراني عميقتري در پس اين گلايه ها نهفته است. اينكه ادامه راه جنبش سبز به كجا خواهد انجاميد. ترسم از اينست كه بدون شوراي راهبري ، اين جنبش عليرغم پرداخت هزينه هاي بسيار دچار تفرقه يا حركات راديكال شود و بهانه لازم را براي سركوب بيشتر به كودتاگران بدهد. از سوي ديگر بدليل فقدان رهبري طرحهاي بسياري از سوي اعضاي جنبش به اجرا گذاشته شده كه بدليل فقدان توافق عمومي، با شكست روبرو شده است نظير طرح ترافيك سبز كه بشخصه معتقدم در صورت مشاركت جمعي ميتوانست دلگرمي بسيار خوبي براي جنبش باشد. اكنون هم محرم در پيش است و همچنان اعضاي جنبش در تلاش براي فراخوان عمومي هستند. آيا وقت آن نيست كه اولا مطالبات حداقلي و حداكثري جنبش معلوم شود؟ ثانيا فراخواني از سوي رهبران جنبش براي محرم صورت گيرد و ثالثا نقشه راهي براي ادامه كار تعيين شود؟ آيا صرف حضور و كتك خوردن و زنداني شدن ما براي پيروزي جنبش كافي است؟ آيا راهكارهاي ديگري نظير تحصن و اعتصاب در كنار راهپيمايي ها در دستور كار نيست؟
البته در كنار نگرانيهاي فوق، اميدواريهاي بسيار هم وجود دارد. حضور سبز دانشجويان در 16 آذر عليرغم جو امنيتي حاكم، تهديدهاي تند محسني اژه اي و تلاش يكپارچه صدا و سيما و خبرگزاري هاي جناح راست نظيركيهان و فارس نيوز و رجانيوز و الف براي ناچيز نشان دادن جنبش سبز و تكرار هر روزه آن در كنار پخش اخبار و عكسهاي جعلي و دستكاري شده نشان از ترس كودتاگران از پتانسيل بالاي جنبش دارد. اميدوارم رهبران جنبش با درايتي كه دارند بتوانند با هدايت صحيح اين پتانسيل عظيم در مسير مناسب، ما را بسوي آينده اي رهنمون كنند كه سزاوار هر ايراني است.

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

تلاش كودتاگران در ايجاد تفرقه در جنبش سبز و نياز به هوشياري مردم

امروز 16 آذر 88 برنامه 20:30 گزارش جعلي خود را در مورد برنامه 16 آذر ارائه داد. آنچه در اين برنامه آموزنده بود تلاش كودتاگران در ايجاد تفرقه در بين كليه افرادي است كه نقطه مشترك آنها تلاش در بركناري دولت كودتاست. اين برنامه در ابتدا عكسي نيم  سوخته از آقاي خميني نشان داد تا بگويد طرفداران جنبش سبز عكس ايشان را سوزانده اند و بدين ترتيب طرفداران آيت الله خميني را از بدنه جنبش سبز جدا كند. سپس عكسي از چند دانشجوي بقول آنها بدحجاب پخش كرد تا  قشر مذهبي مخالف احمدي نژاد را هم  از جنبش سبز جدا كند. در انتها هم تصاويري از چند سطل اشغال سوخته پخش كرد بي اينكه دليل انرا ذكر كند و بدين ترتيب طرفداران جنبش را گروهي آشوبگر معرفي نمايد. 
بايد هوشيار بود و دچار احساسات نشد. با توجه به قلت حاميان دولت كودتا تنها راه انها در به بيراهه كشاندن جنبش اينست كه در بدنه جنبش تفرقه ايجاد كنند. بايد مراقب بود و در اين تله گرفتار نشد. به ياد داشته باشيم كه اگر سقف مطالبات خود را بالاتر بريم به كف مطالبات خود هم نخواهيم رسيد.
آماده باشيم كه محرم سبز نزديك است. در محرم سبز نه فقط دانشجويان كه همه مردم امكان حضور دارند. برنامه ريزي براي حضور پر شور  وظيفه تك تك ماست.

۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

دغدغه هاي يك ايراني بظاهر مسلمان!

1- ما ايراني و مسلمان هستبم. هيچيك هم از روي اختيار نبوده پس چرا به ايراني بودن خود افتخار ميكنيم ولي از مسلمان بودن خود ناراضي هستيم؟
2- چرا حمله اعراب به ايران در زمان اسلام را محكوم ميكنيم ولي از كشورگشايي هاي ايران در زماني كه ايران يك ابرقدرت بود با غرور ياد ميكنيم؟ 
3- چرا وقايعي كه در 1400 سال قبل اتفاق افتاده را با عينك امروز نگاه ميكنيم و توجهي به مقتضيات زماني و مكاني نداريم؟
4- چرا حكومت فعلي يا روحانيت را نماد اسلام واقعي ميدانيم؟ 
5- چرا حكومت را به دليل آنكه تريبوني به منتقدان نميدهد تقبيح ميكنيم ولي  خود حاضرنيستيم  گفتگويي مسالمت آميز با منتقدان خود داشته باشيم و سعي ميكنيم آنها را تمسخر يا طرد نماييم؟
6- چرا نميتوانيم   وقايع و رخدادهاي پيرامون خود را با عينكي رنگي ببينيم؟
7- چرا باور نداريم كه هر كه با ما نيست لزوما بر ما نيست؟

شايد شما هم با من هم عقيده باشيد كه يكي از  مهمترين مشكل ما ايراني ها  نگاه افراطي يا تفريطي به محيط پيراموني است و همين نگاه باعث شده تا برخي  اسلام را انقدر مقدس بدانند كه هر نقادي را تكفير كنند و برخي ديگر  همه مشكلات خود را  ناشي از اسلام بدانند.

آيا روزي قادر خواهيم بود صداي مخالف خود را هم بشنويم؟ 


۱۳۸۸ مهر ۲۹, چهارشنبه

مظلوميت پيامبر و روزگار ما

من چندان آدم مذهبي نيستم و اعتقاد دارم ورود به اين حوزه هم خصوصا با توجه به بافت مذهبي كشور نيازمند دانشي است كه من فاقد آن هستم. اما معتقدم افرادي كه در حال تمسخر اسلام و پيامبر هستند همان راهي را ميروند كه افراطيون مذهبي طي ميكردند و آن هم عدم احترام به اعتقادات طرف مقابل است.
آيا هر كسي با هر دانش و سوادي حق دارد اعتقاد مردم را به سخره بگيرد و بدون اطمينان از اينكه شان نزول آيات و احاديث چيست از آنها خرده بگيرد؟ ما را چه ميشود؟ ميخواهيم انتقام دولت كودتا را از اسلام بگيريم؟ آيا اعتقاد داريم دولت كودتا نماينده واقعي اسلام است؟ بهتر نيست نقد اسلام را به متفكريني نظير محقق داماد و سروش و اشكوري واگذار كنيم؟ 
دوستاني كه به اسلام حمله ميكنند آيا در تظاهرات ميليوني 25 خرداد شركت نكرده اند؟ آيا نديدند اتحاد افراد مذهبي و غيرمذهبي و پير و جوان را كه در كنار هم خواستار احقاق حق خود بودند؟ پس لطفا اين اتحاد را خراب نكنيد.  سعي كنيم اگر اعتقاد همديگر را قبول نكنيم حداقل به آن احترام بگذاريم.

۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه

سي سال مرگ بر آمريكا، سي سال درخشش در عرصه هاي جهاني!

1- تسخير سفارت آمريكا و متعاقب آن حمله عراق به ايران و شروع جنگ 8 ساله و كشته و معلول شدن صدها هزار جوان و وارد آمدن ميلياردها دلار خسارت 
2- كسب رتبه 4 در اعدامها و رتبه 1 در اعدام افراد زير 18 سال
3- كسب 6 راي از 162 راي براي تصويب قطعنامه نقض حقوق بشر عليه كانادا
4- كسب 32 راي از 192 راي در رقابت براي تصاحب كرسي غيردائم شوراي امنيت
5- اجازه سفر بدون ويزا به تنها 14 كشور و كسب رتبه 194 از بين 195 كشور در اين زمينه
6- كسب رتبه 141 از 180 در زمينه  فساد مالي (فقط 39 كشور از نظر فساد مالي از ما بدترند)
7- كسب رتبه 219 از 225 در زمينه تورم ( تنها 6 كشور تورم بالاتر از ايران دارند)
8- فرار مغزها ( از هر 125 المپيادي 90 نفر در امريكا تحصيل ميكنند )
9- رضايت ايران به سهم 11درصدي از درياي خزر
10- كسب رتبه 15 از نظر اينترنت پرسرعت در منطقه و دارا بودن گرانترين اينترنت در جهان 
11- كسب رتبه 64 از بين 64 كشور در شاخصهاي توسعه فناوري اطلاعات
12- كاهش 31درصدي درآمد سرانه نسبت به سال 55
13- جايگزيني هواپيماهاي روسي بجاي هواپيماهاي امريكايي در ناوگان هوايي و كسب رتبه اول در سوانح هوايي
14- چپاول منابع ملي توسط همسايه شمالي و كسب ركورد طولاني ترين زمان ساخت براي يك نيروگاه
15-ادعاي مالكيت همسايه جنوبي بر جزاير سه گانه و تلاش براي تغيير نام خليج هميشه فارس به خليج عربي از سوي اعراب
16- پيدا كردن متحديني استراتژيك نظير سوريه، ونزوئلا، كوبا، كره شمالي، كومور و ...!
17-افزايش قدرت چانه زني اسرائيل در مذاكره با فلسطيني ها از طريق دخالتهاي بيجا و ايجاد دودستگي در گروههاي فلسطيني
18-ايفاي نقش در حمله اسرائيل به لبنان و ناامني در عراق


منابع

رتبه ایرانیان در مقایسه با مردم سایر کشورها از لحاظ اعتبار بین المللی

نزول 54 رتبه ای ایران در فساد مالی

رتبه جهانی ایران از نظر نرخ تورم

پديده فرار مغزها از ديد يك كارشناس

متکی: سهم ایران از خزر 11 درصد است

مقایسه قیمت پهنای باند در کشورهای مختلف جهان

ايران عقب افتاده ترين کشور در فناوری اطلاعات





۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه

اسلام، پرسپوليس و شباهتهاي دو انتخاب

1- من يك پرسپوليسي هستم. چرايش را نميدانم. از وقتي يادم است پرسپوليسي بوده ام. احتمالا خانواده باعث اين انتخاب شده است.
2- من يك مسلمانم؛ حداقل در شناسنامه ام اينطور ثبت شده است. علت اين يكي را ميدانم. پدر و مادرم مسلمان بوده اند
3- در نوجواني عاشق پرسپوليس بودم و كم و بيش استاديوم برو هم بودم. تا اواسط دهه 70 تيم محبوبم خوب نتيجه ميگرفت  و من هم از پرسپوليسي بودنم به خود ميباليدم. براي من تماشاگر و پرسپوليس بازي برد برد بود، بنابراين از خود نپرسيدم چرا پرسپوليس؟
4- در كودكي به تقليد از پدر و مادر نمازخوان بودم و سعي ميكردم به تقليد از بزرگترها روزه كامل بگيرم. زمان افطاري با غرور به بقيه نگاه ميكردم كه ببينيد من بزرگ شده ام. اينجا هم بازي بنوعي برد برد بود.
5- ايام سپري ميشد و اقتدار تيم محبوبم  رنگ ميباخت. ديگر بردن يك جام انهم دقيقه 96 برايمان حكم كيميا را پيدا كرده بود. از سوي ديگر احساس ميكردم برخلاف باشگاههاي خارجي من تماشاگر هيچگاه در فرايند تصميم گيري اين باشگاه نقشي نداشته ام. بتدريج شروع كردم به شك كردن كه چرا پرسپوليس؟ پس از عمري پرسپوليسي بودن سخت است دل كندن از آن. همانطور كه هرچه بيشتر در صف يك اتوبوس مي ايستيد سخت است اعتراف به اشتباه و ترك صف. با اين وجود ديگر پرسپوليس آن اسطوره سابق نيست. اسطوره شكسته شده و باختهاي تيم ديگر آزارم نميدهد. گاهي هم از اين باختها لذت ميبرم البته بشرطيكه مقابل رقيب ديرين نباشد!
6- پس از گذر از دوره جواني، آن شور و نشاط به نماز و روزه جاي خود را به تنبلي و سستي داد. نمازهاي كم و بيش قضا شده و نماز قضاهاي تلنبار شده. هنوز هم در ماه رمضان روزه ميگيرم ولي در خودم هيچ تفاوتي با ان كه روزه خواري ميكند نميبينم. بيشتر يك عادت شده اينكار و ترك ان هم سخت. من هنوز مسلمانم ولي خيلي قوانين ان برايم قابل قبول نيست و انها هم كه قابل قبول است از سوي من سست مذهب اجرا نميشود. 
7- مني كه تابحال قران يا هيچ كتاب اسماني را كامل نخوانده ام، نهج البلاغه را مطالعه نكرده ام چه حقي دارم كه  نسبت به اسلام شك كنم. از آن سو آن فرد مذهبي دو آتشه هم وضعيت بهتر از من را ندارد. چون او هم اعتقاد خود را بواسطه تحقيق بدست نياورده. ما هر دو به جبر زمانه مسلمان يا مسيحي يا سكولار شده ايم و در اين فرايند نقشي نداشته ايم. آيا جز اين است كه اگر والدين من و آن مسلمان دو آتشه، مسيحي بودند، اينك ما هم مسيحي ميشديم و چه بسا آنرا تبليغ ميكرديم؟
8- با اين اوصاف؛ از انجا كه هيچ كدام نسبت به اعتقاد خود راسخ نيستيم و ابزار لازم براي مجاب كردن طرف مقابل را نداريم، چرا به عقيده همديگر احترام نگذاريم و دين و مذهب را در حريم خصوصي خود نگه نداريم؟